پیام نسل امروز
نشریۀ جمعی از هواداران سازمان مجاهدین خلق – تهران
اردیبهشت 1384 شماره شانزدهم
در این شماره: آخوندها و ترجیع بند امنیت (ا. تابنده)/ سیلی که سرانجام جاری خواهد شد (سحر دلیران) /
نقض حقوق بشر با توجیه قانونی! (شهروز راسخ) / آنتی تز ترس؛ فداست (ا. تابنده)
تروريسم آخوندها در برابر عدالت سر مقاله نشريه مجاهد شماره 744
Thu, 19/05/2005
محاكمة يكي از قاتلان نقدي دردادگاه ايتاليا، فقط رسيدگي به يك جنايت نيست. اين محاكمه، تروريسم دولتي آخوندها را در يك كشور مهم اتحاديه اروپا در برابر عدالت قرار داده است.
اگر سياست ننگين مماشات زمينهساز يك تأخير 12ساله براي شروع چنين محاكمهيي بود، امروز نيروي عدالت و مقاومت غلبه ميكند و پروندهيي را كه جنايتكاران و مماشاتگران بسته ميخواستند، بازميگشايد. غلبة عدالت برسياست زد وبند، نه فقط توفيقي براي مردم و مقاومت ايران، بلكه توفيقي براي بشريت و به ويژه مرهمي بر وجدانهاي جريحهدار شده درايتالياست.
دوماه پيش، يك شخصيت شريف ايتاليايي، برسر مزار نقدي گفت: «خجالتآور است كه يك كشور اروپايي، كه حقوقبشر را رعايت ميكند و حكم مرگ در آن وجود ندارد، با حكومتي قرارداد ببندند كه بههيچ وجه حقوق بشر را رعايت نميكند. اگر به اين نوع سياست مماشات ادامه دهيم و با اين قاتلان ديالوگ داشته باشيم، اين يك تهديد براي ما اروپاييها و ما ايتالياييهاست»( سرجيو دليا).
درسوئيس هم، نيروي وجدان و عدالت، سكوت و بيعملي در قبال تروريسم دولتي آخوندها را به شدت زير ضرب برده است. شهرژنو امسال ياد دكتركاظم رجوي شهيد بزرگ حقوقبشررا با نصب لوح او بر ديوار خانه قديمياش در ژنو به طور ويژه گرامي داشت. نايبرئيس شوراي شهر ژنو و شهردار سابق درمراسم پردهبرداري از اين لوح، گفت:
«الان 15سال است كه اين قتل انجام شده و تا كنون بهنحو فضاحتباري بدون مجازات مانده است. كار امروزما، فقط يك پلاكگذاري معمول نيست و من فقط بهعنوان دوست كاظم حرف نميزنم، من بهعنوان نمايندة شهر هم صحبت ميكنم. ميخواستيم در پانزدهمين سالگرد او نشان دهيم كه چقدر آرمان و ياد كاظم زنده است... رژيم ايران در اين قتل ننگين نقش مستقيم دارد و ما به مقامات سوئيس مفتخر نيستيم، چون هيچ كاري نكردندكه اين قتل بدون مجازات نماند. اين موضوع، مسئوليت سنگينتري را براي شهر ژنو به وجود ميآورد».
به همين مناسبت، روزنامه لومتن چاپ سوئيس، نوشت: « تعلل رژيم ايران و اشكالتراشي قضايي آن، روابط بين برن و تهران را همچنان مسموم ميسازد. قاضي آنتنن، در نامهيي خطاب به وزارت خارجة سوئيس در آوريل 2004 از «همكاري مطلقاً غيرقابلقبول و افتضاحآميز» باتهران شكايت ميكند. پل فيوا، رئيس بخش خاورميانة وزارت خارجه، همين احساس ناتواني را مورد تأكيد قرار ميدهد: مسألة رجوي همچنان در دستور كار روابط دو جانبة ما با ايران قرار دارد، حتي با اينكه ما همواره بنا بر تقاضاي قضات طي سالهاي اخير در اين مورد اقدام كردهايم».
درحالي كه «اتحاد شوم مماشات واستبداد» با تمام قدرت شيطاني و شوكت تجارتي خود پابرجاست، اعتراضها وروشنگريها در سوئيس و شروع محاكمه قاتلان نقدي درايتاليا، حاكي از برآمد موج جديدي از نيروي وجدان و عدالت در برابر سياست زد وبند است. اين برآمد را بايد حاصل تكاپو و تلاش حاميان و فعالان مقاومت ايران عليه سياست مماشات با ديكتاتوري مذهبي و تروريستي دانست كه در دوسال گذشته وجدانهاي بيدار انساني و نهادها و شخصيتهاي مدافع عدالت و حقوقبشر را به حمايت از حقوق پايمال شدة مردم و مقاومت ايران برانگيخته است.
بايداين تلاش و تكاپوي ملي را قدرشناخت و بر دامنه و ابعاد آن افزود. بايد پروندههاي مسكوتماندة جنايات تروريستي آخوندها را در كشورهاي اروپايي بازگشود. بايد تماميت تروريسم رژيم آخوندي را به پاي ميز محاكمه كشاند و درهمبستگي با مدافعان حقوقبشر و عدالت، نهادهاي مسئول اين كشورها را در مقابل مسئوليتهايشان قرارداد.
از اين نظر، همچنان كه رئيسجمهور برگزيدة مقاومت ايران تأكيد كرده است، گشوده شدن پرونده ترور نقدي، شهيد سرفراز مقاومت ايران، يك آزمايش تاريخي براي قضايية ايتاليا محسوب ميشود. بهخصوص كه وكيلان مدافع ايتاليايي در مصاحبههاي كوتاهي كه درهمين شمارة «مجاهد» ميخوانيد برنكات مهمي ازجمله موارد زير تأكيد ميكنند:
ـ اسناد مهمي در اختيار دادستاني است كه نشان ميدهد قتل نقدي با قتلهاي ديگري كه در كشورهاي ديگر جهان اتفاقي افتاده در ارتباط است و جريان تحقيقات، نه فقط قاتلان اين قتلها بلكه آمران آنها را نيز افشا خواهدكرد.
ـ به نظر دادگاه عالي جمهوري ايتاليا اين قتل، يكي از قتلهاي كارزار بزرگ براي ازبين بردن اپوزيسيون ايران در شوراي ملي مقاومت بوده است.
انجمن " نجات" ارگان جديد وزارت اطلاعات ، تلاشی نافرجام برای نجات رژيم!
مردم ايران وبخصوص کسانيکه طی ربع قرن گذشته چنگ در چنگ ودرگير مقاومت ومبارزه عليه رژيم ضد ايرانی آخوندها بوده اند ،شيوه های گوناگون و دجاليت وسبعيت بی حد وحصر دستگاه اطلاعات آن را خوب ميشناسند. روشهايی که هريک در جای خود عمق رذالت اين حاکميت منفور را
نشان ميدهد.
از ابتدای برقراری حکومت آخوندی ،ازآنجاييکه اين رژيم قرون وسطايی توان ،ظرفيت وصد البته
تمايل پاسخگويی به خواسته های آزاديخواهانه و حق طلبانه ی ملت ايران را نداشت ،به روشهای فريبکارانه و سرکوبی واختناق، در ابعادی بسيار وسيعتر از گذشته پرداخت و با استفاده از کليه ابزارهای به ارث مانده از اسلاف خود در ساواک، به بسط وگسترش آن اقدام نمود، او بخوبی ميدانست
که بدون يک سيستم مخوف وبدون سرکوب خشن مردم ايران، ،به سرعت سرنگون خواهد شد.
به همين دليل" سازمان اطلاعات وامنيت کشور" را به "وزارت اطلاعات وامنيت" ارتقاء داد،ودرواقع آرايش جنگی خود با ملت ايران را با اين ابزار سازماندهی نمود. اصول ،روش وشيوه های کارش را هم علاوه براستفاده از کليه روشهای "کلاسيک"، از شخص دجال زهر نوشيده الهام ميگرفت، همگی بياد داريم که در همان اوائل انقلاب ، وقتيکه مجاهدين از شکنجه ی هوادارانشان شکايت و اعتراض کردند چگونه شخص خمينی وارد شد وخط را داد که :"اينها خودشان خودشان را شکنجه ميکنند".
کسانيکه در طول اين سالها گذارشان به زندانها وشکنجه گاه های رژيم افتاده وجان سالم بدر برده اند
بخوبی از شيوه ها وعملکردهای اين وزارتخانه ی بدنام اطلاع دارند، اعدامها و شکنجه هايی که در ابعاد کلان وغير قابل تصوروبی حد ومرز از سال شصت شروع شد تا قتل عام مظلومانه قهرمانان در
زنجير در سال شصت وهفت،انفجار حرم حضرت رضا........ايجاد بلوا در خانه ی خدا....... کشتار کشيشان مسيحی ....... ونسبت دادن همه آنها به مجاهدين، قتلهای زنجيره ای و...............................
در يک کلام تنها کار اين دستگاه جهنمی سرکوبی ،شايعه پراکنی ، جنايت ،توطئه ،قتل وکشتارمخالفين
وبخصوص مجاهدين بوده .
کارنامه اين وزارتخانه جنايت بارترو کثيف تراز آنست که در اين سطور بگنجد. خلاصه ی مطلب اينکه اين دستگاه، ابزار جنگ رژيم عليه مردم ايران ودر پيشاپيش آن پيشتازان مجاهد ومبارز بوده وبه منظورتلاشی نافرجام درجهت "نجات" رژيم عمل کرده ،ميکند وتا روز سرنگونی خواهدخواهد کرد.
اخيراً اما وزارت اطلاعات دست به اقدامی "ويژه" زده و با بکار گيری تمام ابواب جمعی ومزدبگيران ريزودرشت داخلی و خارجی وسوخته ونيم سوزخود عليه مقاومت، آنها را به "کار" گرفته وعليرغم همه ی مخاطرات وهزينه های قابل پيش بينی ، اما بدليل نياز مبرم وحياتی ای که در شرايط فعلی جهت نجات خود به آن دارد توطئه کثيفی را با هدف جنگ روانی عليه مقاومت و قهرمانان سرفرازدر" اشرف"و "نجات"آنان براه انداخته.
رژيمی که نامش در صدر ناقضين حقوق بشر قرار دارد ، رژيمی که پنجاه ويک بار توسط عاليترين مراجع بين المللی در زمينه ی حقوق بشرمحکوم شده ، رژيمی که سران اصليش در بعضی
کشورهای اروپائی پرونده مفتوح ترور، قتل ،وجنايت دارد ، رژيمی که روزمره جهت ارعاب وکنترل اوضاع در ملاء عام حلق آويز ميکند ، رژيمی که ده ها هزار تن را در زندانهايش به جوخه های اعدام سپرده ، رژيمی که مادر را در مقابل فرزند وفرزند را درمقابل مادر وهر دو را در برابر همسر شکنجه ميکند،رژيمی که برادر را بجای برادر ، خواهر را بجای خواهر، پدر را بجای پسر ومادر را بجای دختر دستگير ميکند ، رژيمی که از دختربچه سيزده ساله تا مادران و پدران هفتاد ساله را از دم تيغ گذرانده، رژيمی که در طول حاکميت منحوسش باعث فرار، تبعيد ، وآوارگی بيش از سه ميليون نفر از اتباع ايران شده ، رژيمی که در تهاجم به دانشگاهها دانشجوی بی پناه را بام به خيابان پرتاب ميکند ، رژيمی که زنان نگونبخت کشور که اولين قربانيان ستم حيوانی همين حاکميت هستند را سنگسار ميکند ، رژيمی که دختربچه معلول ذهنی را به جرم "فساد "حلق آويز ميکند ، رژيمی که زيبا(زهرا) کاظمی را بخاطرچند عکس در زير شکنجه به قتل ميرساند ، رژيمی که چشم از حدقه در مياورد و دست و پا قطع ميکند، رژيمی که چوب تو آستين جوانها ميکند ودور شهر ميگرداند،رژيمی که رئيس قوه قضائيش آخوند جنايتکار،هاشمی شاهرودی همين هفته قبل در کمال بيشرمی و وقاحت بدون اينکه آب از آب تکان بخورد،اعلام کرد:" رفتاربا زندانيان در بازداشتگاه های رژيم ازرفتار سربازان آمريکا با اسرای عراقی در ابوغريب بدتر است.".....ووو...............ووو.............ووو..
حالا ، اين رژيم با مشخصاتی که تنها مشتی ار خروارها پلشتی هايش در بالا بيان شد، يکدفعه ياد
احقاق حقوق مجاهدينی افتاده که در چنگا ل مجاهدين اسيرند و حتما بيست وپنج سال هم از"هرآنچه رنگ تعلق پذيرد" خود را آزاد کرده اند و فقط منتظر انجمنی بوده اند که بيآيد و آنها را "نجات" دهد.
به اين ميگويند دجاليت آخوندی وتجاوز به نا موس کلمات، در حاليکه نودوپنج درصدمردم ايران سالهاست که برای نجات از شر اين رژيم پليد ثانيه شماری ميکنند و به همين دليل به مبارزه ی سرسختانه ای عليه آن قيام کرده اند ، در حاليکه هر سال هزاران نفر برای نجات جان خود و خانواده شان، فرار از جهنم آخوندها را، البته با پذِيرش انواع واقسام خطر وريسک های بزرگ جانی ومالی،
بر ماندن در ايران خمينی زده ترجيح ميدهند و بعضاٌ برای عدم بازگردانده شدن از جانب دول اروپايی
دست به خودکشی ميزننذ وحتی به نحو دلخراشی ، به دوختن لبها وچشمهای خود مبادرت ميورزند، رژيم جهت پوشاندن ومخدوش کردن اين فرار عظيم انسانی اقدام که جهت نجات از طاعون آخوندی انجام ميشود،اقدام به تشکيل " انجمن نجات"کرده.
اين اما ،همه ی داستان نيست وبايد ديد رژيم از سر چه نيازی واز چه موضعی ودر چه شرائطی به فکر"نجات" مجاهدينافتاده و در اصل قصد نجات "چه " و"که" را دارد؟
بعد از اينکه خوابهای پنبه دانه ای رژيم برای سربريدن مجاهدين ومقاومت ايران در حمله آمريکا به عراق تعبير نشد، بعد ازاينکه عجزو لابه های رژيم از نيروهای ائتلاف مبنی بر بمباران مجاهدين وانهدام کامل آنان به شکست انجاميد ، بعد ازاينکه تهاجم سنگين پليس فرانسه ودستگيريهای گسترده ی رهبری مقاومت در پاريس به شکست انجاميد،بعد ازاينکه پروژه های به کلی سری اتمی رژيم توسط مقاومت روی " ميز" جهان قرار گرفت،بعد از اينکه مقاومت انقلابی با اتخاذ تاکتيکهای بغايت هوشيارانه وپايداری بی نظير وشگفت انگيز خودکه "غيرممکن " را ممکن کردو" معجزه "آفريد و با تثبيت " استاتوی خود" از مهلکه ای که برايش تدارک ديده بودند جان سالم بدر برد، بعد از اينکه به تعرض سياسی گسترده ای در همه زمينه ها عليه رژيم دست زد وبعد ازماندگاری استراکچرمقاومت وهواداران آن که پيامی جر سرنگونی برای رژيم نداشت،وبالاخره بعد از اينکه "راه حل سوم" ارائه شد، هر آنکس که بايد بفهمد فهميد که پيام سياسی حضور خانم مريم رجوی در پارلمان اروپا آنهم درست يکسال واندی پس از آن که در زندان پاريس بود ،چيست، و رژيم هم "بهتر" و واضحتر ازهمه اين پيام را گرفت.
قبل از اين ودر هنگام تثبيت "استاتو" پاسدار شمعخانی وزير دفاع رژيم گفته بود که :"مجاهدين بی سلاح بسيار خطرناکتر از مجاهدين مسلح هستند زيرا که مواضع بيست ساله ی خود را تثبيت ميکنند".
از اينرو رژيم که تمامی تيرهايش عليرغم کليه امدادهای غيبی به سنگ خورده بود به "شلاق" وشکنجه
"جديدی"روی آورد. دستگاه اطلاعاتی آخوندی بعد از بيست و پنج سال قتل عام واعدام اعضاء مقاومت عناصر خود را روی خانواده ی اعضاء مقاومت متمرکز نمود و اين بار خواهان " نجات" همانهائی شد که يک قلم هفتاد موشک اسکاد برای نابوديشان شليک کرده بود ودر طول بيست وپنجسال يکصدوبيست هزار تن از آنها را از دم تيغ گذرانده.
واقعا در هيچيک از ديکتاتوريهای معاصربجز حکومت مطلقه ولايت فقيه، سراغ نداريم که رژيمی اعضاء وهوادارن يک مقاومت را صد صد وهزار هزار تيرباران کند شکنجه کند موشکباران وبمباران کند ودست آخر ارگانی درست کند که خواهان "نجات" آنهائی شود که قدرت نابوديشان را نداشته وانگار نه انگار که او خودش خواهران،برادران،مادران ،پدران،عموها ،خاله ها ورفقا واعضاء همينها را قتل عام کرده، " اتفاقاُ " اين همان دم خروسی است که با هزار دوز و کلک ودجالگری قابل پوشاندن نيست وبيش ازهر چيز اين پيام را ميرساند که او در پی نجات خود از توفانی است که توسط همين مقاومت آغاز خواهد شد وبنياد او را برباد خواهد داد.
دراين راستا رژيم دست به کارهای چندش آوری ميزند که حتی وحشی ترين و کثيف ترين ديکتاتورها نيز از انجام آن ابا دارند. مثلاعکس عضوی از مقاومت را که سالها پيش اورا به شهادت رسانده برای
خانواده دردمندش ميفرستد و ميگويد که او زنده ودر چنگال مجاهدين اسير است و از مادر و پدر او ميخواهد که برای "نجات" فرزندشان اقدام کنند و اينچنين بيرحمانه نمک بر زخم عميق و جگرسوز آنها ميپاشد.....يا نشريه ای شبيه نشريه مجاهد منتشر ميکند و عکسی از افراد مقاومت در آن درج ميکند که توسط مجاهدين در حال اعدام است..... يا با خانواده ای تماس ميگيرد وميگويد فرزندتان بشدت مريض است واحتياج به شما دارد....... يا در تهران يک رژيم حاکم که بيست وپنجسال آزگار از صبح تا شب از قدر قدرتی واقتدار خود و نابودی پايدارترين نيروی مقاوم دم ميزند، در مقا بل اين يا آن سفارتخانه خارجی دخيل ميبندد وخواهان رعايت "حقوق بشر" و " نجات " اعضاء مقاومت ميشود و با تهديدخانواده ها و تطميع وتحميق عده ای ديگر تظاهرات راه مياندازد وشعارهای هيستريک عليه رهبری آن ميدهد.
اين شيوه ها همان کابل وقپانی وشکنجه است که در شرائط فعلی" تکامل" يافته و بر روح وروان مادران و پدران سالخورده وارد ميشود و بايد از زاويه حقوق بشر به آن نگريست و دقيقاٌ مصداق نقض حقوق بشراست.
البته اين شيوه های رذيلانه برای مقاومت وخانواده ها که طی سالها با طرفند های رژيم آشنائی دارند اگرچه یسيار مشمئز کننده است اما به هيچوجه تعجب آورنيست، زيرا از باتلاق عفن آخوندی جز اين تراوش نميشود و مقاومت اين شيوه از نقض حقوق بشر را نيز همچون گذشته به اهرمی عليه رژيم و پتکی گران برسر دست اندرکاران آن در مجامع بين المللی فرود خواهد آورد و اذهان ساير هموطنان را نيز در اين زمينه روشن خواهد نمود.
اما اصلیترين جواب به هدف وزارت اطلاعات از تشکيل" انجمن نجات" را يونسی آخوند کودن و جنايتکارو وزير اطلاعات رژيم ،البته با دجاليت خاص آخوندی مبنی بر تجزيه طلب خواندن مردم خوزستان به زبان اشهد اعلام کرد که قيام مردم خوزستان عليه حاکميت جبار آخوندی زير سر يکی از هواداران مجاهدين بوده .
آ يا از اين واضحتر ميشود به وظيفه ی "انجمن نجات" در تلاش نافرجام جهت نجات رژيم اعتراف کرد؟
مرتضی نامور استکهلم آوريل 2005
دوستان و رفقاي گرامي
هيئت محترم برگزاري بزرگداشت زنده ياد دکتر محمد مصدق
با تقديم بهترين سلامها در پيروي از راه مصدق كبير و بزرگ رهبر تاريخي نهضت ملي ايران و برزگداشت سالروز تولد اين رادمرد نامي , خود را در اين گام بزرگ شما سهيم ميدانم و خود را در پيمودن راه اين رهبرتاريخي همسنگرتان ميدانم. براستي كه مصدق مظهر وحدت ملي , استقلال سياسي و سمبل مبارزات ضد استعماري مردم و رهبري سازش ناپذير براي تمامي مردم ايران بود و فرزندان ايران زمين بايد او را به تمام و كمال ارج نهند.
از ديدن خبر بزرگداشت دكتر محمد مصدق و همچنين سايت مربوط به او بسيار خرسند و خوشحال شدم كه بالاخره مرداني قدم در ارج گذاري براين ابرمرد به پيش گذاشته و روح او را شاد نموده اند..
آنچه مرا بر نوشتن اين يادداشت زودتر از موعد برگزاري مراسم ترغيب و خاطرم را مشغول كرد وجود برخي اسامي آلوده در بين حمايت كنندگان اين مراسم بود كه در كنار شخصيتهاي فرهنگي , ادبي , ملي و هنري قديم و جديد ايران ديده ميشد. اميدورام هيچگونه سوءتفاهمي بوجود نيايد ولي قبول بفرمائيد كه براي ايراني مارگزيده اين موشكافي نيست و ارج گذاري بر مبارزات ملي همه ايرانيان و جداكردن صفوف استبداد از آزاديخواهي است.
سخن دراز نكنم من كه خود ساليان درازي است كه ساكن كلن هستم متون كامپيوتري و كاغذي و كتابي و نشريه اي متعددي را مبني بر همكاري روشن و بلاترديد برخي افراد مثل محمد حسين سبحاني , ميلاد آريايي , شمس حائري , علي اكبر راستكو , اكبراكبري , خسرو جان نثاران , محمدرضا اسكندري و مسعودخدابنده با مراجع اطلاعاتي جمهوري اسلامي مشاهده و مطالعه كرده ام . اين افراد كه تعدادي شان نيز ساكن كلن هستند هر چند در ظاهر دم از دمكراسي و ايران آزاد يا فرهنگ و از اين حرفها ميزنند در بين ايرانيان ساكن كلن بعنوان افرادي بدنام , منفور و حامي استبداد مذهبي جمهوري اسلامي كاملا شناخته شده اند و در سايت هايشان نيز در حتي يك سطر نه برعليه مقامات و نه كليت نظام و نه ظلم و جور 26 ساله شان بر مردم ايران يافت نميشود.
با هدف روشن شدن دوستاني كه از هويت آنها بي اطلاعند سوالم اين است كه چرا اين اسامي در ليست حمايت كنندگان اين برنامه و بثورت نسنجيده وارد شده است.
آيا تصديق ميفرمائيد كه وقتي ترور ميكونوس پيش مي آيد , وقتي قتل دكتر بختيار و دكتر قاسملو و دكتر كاظم رجوي و دهها و دهها قتل ناجوانمردانه ديگر پيش مي آيد بايد پيشاپيش نسبت به اين عوامل حساسيت بخرج داده و آنها را از ميان خود دور كنيم پس چرا آنها را در ليستي در كنار اسم نوه دكتر مصدق باز هم مشاهده ميكنيم چرا در كنار پرستو فروهر كه هيچوقت آتش دلش از داغ فروهرها خاموش نميشود اسامي همكاران سعيدامامي نيز كه در سنگاپور و مالزي به ملاقاتش ميرفتند و پول ميگرفتند درج ميگردد. خواهشمندم در اينرابطه تا ديرنشده اقدام عاجلي نموده و خاطر دوستداران مصدق را از اين دغدغه فراغ نماييد.
ارادتمند – منصور بهمني – كلن 25 ارديبهشت84
ضميمه سندي در اين رابطه ارسال ميشود ولي شما را به كتاب آقاي تفرشي كه ساليان سال بهمراه برخي مانند هادي شمس حائري در خدمت سعيد امامي بود و نامه روشنگرانه آقاي محمود مسعودي كه به مدت 7 سال در آلمان با مأموران وزارت اطلاعات در ارتباط بوده است خطاب به رود لوبرز، كميسر عالي پناهندگان ملل متحد در اين رابطه و مصاحبه هايش با محمد حسين سبحاني يكي از همين نامبرگان جلب ميكنم.
براي ارسال ساير مطالب اگر در دسترس نداريد بنده حاضر به خدمت هستم